دنیا را بد ساخته اند
------------->>>>> کسی را که دوست داری تو را دوست نمی دارد <<<<<<<----------------
------------->>>>> کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمی داری... <<<<<<<----------------
------------->>>>> اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد <<<<<<<----------------
--------------->>>>> ولی <<<<<<<----------------
------------->>>>> به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است<<<<<<<----------------
------------->>>>> زندگی یعنی همین <<<<<<<----------------
کاش دستهای ما پلی باشد برای عبور
کاش چشمهای ما دریچه ایی باشد به سمت نور
کاش دلهای ما محلی باشد برای حضور
کاش فهم ما درکی باشد با شعور
کاش عشق ما باوری باشد عاری از غرور
کاش لبهای ما سفره ایی باشد سرشار از سرور
کاش خوبیهای ما درسی باشد همراه با مرور
کاش رفتار ما عملی باشد خالی از قصور
کاش همراه ما انسانی باشد فکور
کاش.....
کاش....
نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من او را دوست می دارم
ولی افسوس
که او گل را به زلف کودکی آویخ که تا او را بخنداند
لحظات شادی خدا را ستایش کن ----------- لحظات سختی خدا را جستجو کن
لحظات آرامش خدا را مناجات کن------------ لحظات دردآور به خدا اعتماد کن
و در تمام لحظات خدا را شکر کن
با عشق زمان می گذرد و با زمان هم عشق
روز شادی هر کسی یاد کند از یاران یار آنست که مرا شب غم یاد کند
خدا را دوست دارم چون IDیش همیشه روشنه
خدا را دوست دارم چون به همه PMها جواب میده
خدا را دوست دارم چون حرفهای ما رو SEND TO ALL نمی کنه
خدا را دوست دارم چون هیچکس رو Ignore می کنه
انيشتین: عشق مثل يک ساعت شني است، از يک طرف كه قلب آدم را پر ميكند، از طرف ديگه عقل آدم را خالي ميكند.
من طناب عشق بینمون رو پاره می کنم تا از جایی جلوتر دوباره اونو گره بزنم
آنكس كه ميگريد يك درد دارد و آنكس كه ميخندد هزار و يك درد
تو عروسك بودي و من آخر قصه دونستم.
تو وجود خالي تو جز دروغ هيچي نديدم كاش مي شد به اين حقيقت پيش از اينها مي رسيدم .
سوختم و سوختمو ساختم هر چي داشتم، به پات باختم كاش تو رو از روز اول مثل امروز مي شناختم.
آخه عشق يعني شكستن عاشقانه سر سپردن دل سپردن به سرابه در سكوت خويش مردن يه روزي يه روزگاري حرف بين ما نگاه بود عشقو نقاشي مي كرديم،نقش ما،خورشيد و ماه بود بعد از اون واژه نوشتيم ،جمله مون ستاره چين بود مثل دريا آب
عید شما مبارک
روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود
خواهش نفس کودکیست
امام علی (ع)
امام علی(ع)
الی از کودکان چیزها آموختم لاجرم کودکی پیش گرفتم.
الهی اگر اگر گلم یا خارم از آن بوستان یارم.
الهی پیشانی بر خاک نهادن آسان است دل از خاک برداشتن دشوار است.
یکی را دوست می دارم ولی افسوس که او هرگز نمی داند
نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاهم که او را دوست می دارم
ولی افسوس که او هرگز نگاهم را نمی خواند
به برگ گل نوشتم من او را دوست می دارم
ولی افسوس
که او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
دوستی یک اتفاق است
جدایی یک قانون.
اگر چیزی از خدا خواستی و ...
اگر خدا به تو گفت باشد یعنی همان چیزی که خواستی برایت فراهم می کند
وقتی می گوید نه! چیز بهتری را برایت آماده می کند
و وقتی می گوید صبر کن! بهترین چیز را برایت فراهم می کند
عمل ... با همراهت زنگ میزنی ... عینک رنگ رنگ می زنی ... این دل و اون دل میزنی ... تا موهاتو ژل
بزنی ... جنس لباست تریکو ... موزیک اکس و انریکو ... جورابای فسقلکی ... روسریهای الکی ...
خوشی با این تیپ خفن ... الان قشنگی مثلا
تکرار است
